الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
206
شرح كفاية الأصول
مشتقّات مورد نزاع ( كأسماء الفاعلين و المفعولين . . . ) مصنّف در اين عبارت به شش نوع از انواع مشتقّات كه مورد نزاع اصولىها مىباشد ، اشاره كرده است : 1 - اسمهاى فاعل . 2 - اسمهاى مفعول . 3 - صفات مشبّه . 4 - صيغههاى مبالغه . 5 - اسمهاى زمان . 6 - اسمهاى مكان . به اعتقاد مصنّف ، نزاع در مشتق « 1 » ، در همهء انواع آن جريان دارد . امّا صاحب فصول ، نزاع را به بعضى از آنها ( اسم فاعل ، صفت مشبهه و ملحقات آن ) اختصاص داده است . دليل مصنّف : مصنّف ، بر اين مطلب كه نزاع در مشتقّ شامل تمام انواع آن ( البته انواع مشتقّ اصولى ) مىشود ، چند دليل ذكر مىكند : 1 - عناوينى كه اصولىها ذكر كردهاند ( انّ المشتقّ حقيقة فى خصوص ما تلبّس بالمبدا . . . ) ، ظهور در اين دارد كه تمام اقسام مشتق ، مقصود است . 2 - بعضى از محقّقين ، مانند صاحب « هداية المسترشدين » ، تصريح كردهاند كه مشتقّ مورد نزاع ، شامل تمام اين شش نوع است . 3 - دليلى بر اينكه نزاع ، مختصّ به برخى از مشتقّات باشد ، وجود ندارد ، مگر تمثيل اصولىها به برخى از مشتقّات . يعنى چون اصولىها در مقام بيان مثال براى مشتقّ ، به برخى از مشتقّات ( اسم فاعل ، صفات مشبهه و ما يلحق بها ) اشاره كردهاند ، بعضى ، مانند صاحب فصول ، گمان كردند كه نزاع در مشتقّ مختصّ به تمام مشتقّات نمىباشد ، درحالىكه تمثيل ، صلاحيّت براى استدلال ندارد ، زيرا تمثيل دليل بر تخصيص و انحصار نيست . مثلا وقتى گفته مىشود اسم فاعل ، مثل « عالم و عادل » است ، دليل نمىشود كه اسم فاعل ، منحصر در اين دو مورد باشد .
--> ( 1 ) . يعنى اينكه مشتقّ در خصوص « ما تلبّس بالمبدا فى الحال » حقيقت است يا در أعمّ از آن و « ما انقضى عنه المبدأ » هم حقيقت است ؟